بدو بدو از پله ها بالا میام و با صدای بلند داد میزنم که امتحان ریاضی بیست شدم!!! با یک حرکت مقنعه م رو روی تخت میندازم و مانتوم رو در میارم تا برگه ریاضی م رو که زیرش با خودکار سبز صد آفرین بزرگی هم نوشته شده به همه نشون بدم.
چه روزهای شیرینی بود دوران دبستان و جالب تر از همه اینه که با اینکه امروز همه ما بزرگ شدیم وهر کدوممون یه تیپ و قیافه و کلاس (از نوع با صدا و بیصدا) داریم اما خاطره دوران بچگیمون نقطه عطفیه که همه ما رو بهم مربوط میکنه. حتی من رو به اون پریسا (که با وجود دوری مدرسه هامون از همدیگه هردومون تجربه های مشترکی داریم و اینهارو از صحبتهای تلفنی پریشب که بیخوابی زده بود به سرمون فهمیدیم.) مسابقه ای بود در گفتن خاطرات مشترک. یکی من میگفتم و یکی اون. یعنی این.
یادته اون جامدادی آهنربایی دکمه ای ها؟ تازه بچه پولدارا جامدادیشون خارجی بود و یه عالمه دکمه داشت اما مشکلش این بود که جای مداداش کوچیک بود.پاک کن های دورنگ پلیکان و اون جوهر پاک کن مزخرفش که خودکار رو پاک نمیکرد و اگه بیشتر فشار میدادی کاغذ رو سوراخ میکرد.تراش گردای شمشیر نشان که خیلی بد بود اما اون تراش فلزی ها محشر بودن. چقدر کل کل داشتیم برای کلکسیون پاک کن. خصوصا پاک کن های میوه ای بودار!!! اون پاک کن که شکل قلم مو بود و سطل رنگش تراش بود یادته؟ سطل و دسته قلم موی مال من قرمز بود!!!! چقدر دوستش داشتم.
امان از اول سال و جلد کردن دفتر. بخصوص دفترهای ۴۰ و ۶۰ برگ مرکز تهیه و توزیع کالا !!!! که باید با خودکار قرمز هم خط کشی میکردیم و اسممون رو روش میچسبوندیم و مینوشتیم دفتر دیکته!!! تازه من برای اسمم مهر داشتم و روی برچسبام مهر میزدم (در این مورد من حتی از این پریسا هم فیس و افاده م بیشتر بود).... بعدا که دفتر خط کشی شده اومد خیلی خوب بود. تازه دفتر جلد سفتا مال درسای مهم بود. مثل ریاضی و علوم. اما باید مواظب میبودیم که وقتی میخوایم کاغذ بکنیم از اونجایی که نخهای دوختش پیدا بود بکنیم. گرچه نخها زود شل میشدن. اما از دفتر منگنه ای ها راحت میشد کاغذ کند. مداد معمولی ها یادته که تهش پاک کن داشت؟ پاک کنش هم سیاه میکرد. چرا میگفتن اگه با اتود بنویسین بدخط میشین؟ این تمرین های خوش نویسی توی کتاب به چه درد میخورد؟ ما که همه رو رج میزدیم!
امان از امتحان نقاشی! من که همه ش از روی جلد دفترام عکس میکی موس و دانلداک رو کپی میکردم و با مداد رنگی ۲۴ رنگ لیرا رنگ میکردم و ۲۰ میشدم. مداد رنگی ۶۴ رنگ که خدااااا بود. من هیچوقت نداشتم. مدادرنگی مقوایی ها یادته که کشویی بود؟؟؟ یه نخ هم داشت که راحت بکشی بیرون. این تراش بزرگا خیلی خوبه که وصل میشدن به میز و خودش جای آشغال تراش داره. من هنوزم دارم و هروقت تا حالا کنکور داشتم مداد سیاه نرم پررنگم رو با اون تراشیدم. پاک کن از همه بهتر پاک کن های میلان بود که هنوزم هست. همونا که زود نصف میشه و تیکه تیکه میشه. خودکار که همیشه خودکار بیک بود تا وقتی که استدلر اومد. وقتی استدلر اومد دیدیم که واااااااااای. چقدر قرمزش خوش رنگه!!! مثل اون مداد قرمزها که صورتی بود و بالاش یه خط سفید داشت و خیلی خوش رنگ تر از مدادهای سوسماری بود اما راحت پاک نمیشد. و خودکار استدلر خودکار سبز را هم به ما معرفی کرد!!!! اختراع خودکار چهاررنگ هم جزو اختراعات جالب بشر بود و احتمالا نسل ما اولین نسل مشتریان آن!
خط کش بیست سانتی های نارنجی که شکل دایره و مربع داشت و بعد هم خط کشهایی که یه عالمه شکل داشتن زیاد شد. یادمه وقتی پلی کپی های ریاضی رو توی دفترم مینوشتم (در حالیکه شماره سوال با خودکار قرمز بود و صورت سوال با خودکار آبی و جواب رو هم با مداد مینوشتم) جاخالی های توی مسئله هایی که باید علامت بزرگتر و کوچیکتر میذاشتیم که معمولا مربع و دایره بودن رو همه رو با شابلون میکشیدم که دفترم قشنگ باشه!!! تازه زیر مطلبهای مهم کتاب رو هم با خط کش خط میکشیدم ( این پریسا هم همینطور) و من تاکنون هم همینطور!
خط کش تاشو یادته؟ میزدیم روز دستمون و عین دستبند میشد؟؟؟ کیف کوله پشتی ها چی؟ اونایی که یه ساعت گنده روش داشت؟ پودرای رنگی که بچه میاوردن و کف دسته بقیه میریختن و وقتی همه لیس میزدن زبونشون رنگی میشد؟ آلاسکا ها و یخمکها (که بعدا نوشمک اومد) و بستنی های کیم دستفروش های دم مدرسه که معلم بهداشتها همیشه میگفتن اینا کثیفه!
می بینی؟ چقدر زیادن این خاطرات مشترک ما!!! مایی که زمانمون تنها بیسکویت موجود بیسکویت مادر بود و بعدا پتی بور بهش اضافه شد! شکلات خمیر دندونیهای باربی جزو آرزوهامون بود و آدامس جرقه ای جایزه یه نمره خوب توی امتحانات!!!
تو چی یادته؟ تو هم بگو....
راستی
یادته اون موقع ها بزرگترین دغدغه فکریمون چی بود؟ سوالی که اگه جوابش رو پیدا میکردیم انگار دنیار رو بهمون داده بودن.....
یه کم فکر کن!
اسم کوچیک خانوم معلممون!