خدایا،
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ وجودت صحت داشته باشه.
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ تأثیر مال حرام بر زندگی و به خصوص فرزند صحت داشته باشه.
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ دار مکافات بودن دنیا صحت داشته باشه.
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ تشابه اسلام با پوستین وارونه صحت داشته باشه.
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ مثقال ذرة شراً یره صحت داشته باشه.
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ همراهیت با ارادۀ ملتها صحت داشته باشه.
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ بقا با کفر و نپاییدن با ظلم صحت داشته باشه.
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ آه دل مظلوم صحت داشته باشه.
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ جا داشتنت در دلهای شکسته صحت داشته باشه.
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ کبیره بودن گناه دروغ صحت داشته باشه.
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ عادل و حکیم بودنت صحت داشته باشه.
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ برترین انتقام گیرنده بودنت صحت داشته باشه.
چقدر این روزها دوست دارم شایعۀ بازگشت نتیجۀ اعمال در همین دنیا صحت داشته باشه.
خدایا، بخند بر کسانی که عزیزان تو را ذلیل میخواهند.
خدایا، ذلیل کن ریاکارانی که خود را عزیز میدانند.
خدایا، قهرت کو؟ خشمت کو؟ عذابت کو؟
خدایا، چیزی نمانده من سست ایمان به گناه ناامیدی مبتلا گردم.
خدایا، جز صبر و صلاة هیچ نداریم.
خدایا، دستهایمان خالیست. چشمهایمان به راه است. راهمان را بسته اند.
خدایا، فریاد مرا میشنوی؟ راست بگو، میشنوی؟ فریادی را که در گلو نمی آید میشنوی؟ سوز دل سوخته را میبینی؟
خدایا
این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه میگفت
بر در میکده ای با دف و نی ترسایی
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بود فردایی
وای اگر از پس امروز بود فردایی
وای اگر از پس امروز...
وای اگر...